محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
884
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر فرستادن سليمان بن عبد الملك مسلمه را به غزاى قسطنطينه چون سال نود و هشت اندر آمد ، سليمان مسلمه را به غزاى قسطنطينه فرستاد و فرمودش كه آنجا مقام كند تا بگشايد . برفت . چون نزديك قسطنطينه رسيد ، سواران را بفرمود تا هر يكى مقدار دو مدّ طعام بر اسب خويش نهادند و به قسطنطينه بردند . پس بفرمود تا آن طعام را همه گرد كردند و از يكسو بنهادند چون كوهى بزرگ . آن گاه مسلمانان را گفت : چنان بايد كه هيچ چيزى از آن بر نداريد از بهر خوردن ، و فرمودشان تا دست به عمارت بردند به زمين روم اندر و كشت و ورز كردند و خانه ها فرمود كردن از چوب . و آن زمستان آنجا مقام كرد . و آن طعام همچنان بر دشت نهاده بود و مسلمانان از غارت خوردندى كه به دست آمدى تا آن گاه كه ارتفاع ايشان برسيد . پس آن را بدرودند و طعام ساختند . و مسلمه به قسطنطينه بيستاد . و مهتران شام با او بودند چون خالد بن معدان و عبد الله بن ابى زكريا [ خزاعى ] و مجاهد [ بن جبر ] . و مسلمه به روم همى بود تا خبر مرگ سليمان بشنيد . و محمّد بن جرير ايدون گويد كه چون سليمان به خليفتى بنشست او به غزاى روم رفت و به دابق فرود آمد . و مسلمه ، برادرش ، پيش او آمد . و هيبت مسلمانان